1
استادیار گروه برنامهریزی و مدیریت شهری، دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2
گروه برنامه ریزی و مدیریت شهری. دانشکده شهرسازی. دانشگاه تهران. تهران. ایران
10.22052/jias.2026.259028.1548
چکیده
سالهاست «فرسودگی» و مداخله در بافتهای هدف شهری به یکی از مشکلات نظام برنامهریزی ایران تبدیل شده است. علیرغم وجود نهادهای متعدد و تدوین سیاستها، اجرای طرحهای و تخصیص بودجههای کلان، مشکلات همچنان باقی مانده است. اهداف تعیینشده برای رویههای مواجهه محقق نشده و بر وسعت مشکلات در همه ابعاد افزوده میشود. غلبه رویکرد عقلانیگرا در نظام برنامهریزی و ارزیابی ، ظرفیت محدودی برای مواجهه با پیچیدگی، عدم قطعیت و تفاوتهای زمینهای فرایندهای برنامهریزی ایجاد میکند. پژوهش حاضر با هدف بهکارگیری رویکرد پراگماتیستی در ارزیابی ، سند ملی بازآفرینی شهری پایدار را مورد بررسی قرار داده و پس از تبیین مبانی رویکرد پراگماتیسم و تمایز با پارادایم عقلانیگرا، چارچوب ارزیابی چارلز هوک در چهار محور «انتخاب گزینههای برنامهریزی»، «ارزیابی پیامدها و خروجیها»، «تأثیر بر منفعت عمومی» و «تولید تألیفی» را به کار گرفته است. این ارزیابی با بررسی سند، مصوبات و روایتهای کنشگران در سطوح مختلف انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در این سند، گزینههای بدیل شکل نگرفته و فرایند تدوین سند از مسیر گفتوگویی میان کنشگران نبوده است. استعاره «بازآفرینی» نتوانسته پیوندی معنادار و عملیاتی میان نهادها و کنشگران مختلف ایجاد کند. تلقی مشترکی از «منفعت عمومی» وجود نداشته است و تجربههای انضمامی و دانش زمینهمند نیز در تولید دانش و صورتبندی راهحلهای جدید به کار گرفته نشدهاند. بر این اساس، ارزیابی پراگماتیستی، با انتقال کانون توجه از انطباق صوری با اهداف ازپیشتعیینشده به زمینه، تجربه، پیامد و فرایند شکلگیری و اصلاح مداخله، میتواند چارچوبی متفاوت برای ارزیابی سیاستهای مداخله را فراهم آورد.