با وجود گسترش مطالعات مربوط به اجتماعپذیری، بخش قابلتوجهی از پژوهشهای پیشین یا بر کیفیتهای ادراکی و رفتاری فضاهای تجاری تمرکز داشتهاند، یا پیکرهبندی فضایی را بهصورت مستقل با شاخصهای نحو فضا بررسی کردهاند. ازاینرو، نسبت میان ظرفیتهای پیکرهبندی فضایی و مؤلفههای کالبدی–عملکردی اجتماعپذیری در مراکز تجاری معاصر، بهویژه در بستر شهر اصفهان، کمتر بهصورت تطبیقی تبیین شده است. هدف پژوهش، سنجش اجتماعپذیری مراکز تجاری معاصر شهر اصفهان از طریق مقایسه همزمان دادههای مشاهده میدانی و تحلیل پیکرهبندی بصری فضا است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آمیخته با راهبرد مطالعه موردی تطبیقی است. چهار مراکز تجاری معاصر در جوار محور تاریخی چهارباغ اصفهان در مقیاس اجتماعی، بهعنوان مراکزی میانمقیاس میان سطح محلهای و منطقهای، با الگوهای متفاوت سازمان فضایی انتخاب شدند. در مسیر نخست، مؤلفههای کالبدی و عملکردی اجتماعپذیری از مطالعات نظری استخراج و با چکلیست مشاهده میدانی و مقیاس پنجدرجهای لیکرت ارزیابی شدند. در مسیر دوم، پیکرهبندی بصری فضا به کمک روش نحو فضا و با استفاده از نرمافزار دپسمپ سنجیده شد و شاخصهایی مانند اتصال بصری، همپیوندی بصری، میدان دید، قابلیت کنترل بصری، آنتروپی بصری و عمق بصری تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد اجتماعپذیری مراکز تجاری حاصل همزمانی میان خوانایی فضایی، نفوذپذیری، پیوستگی بصری، امکان توقف، تنوع فعالیت و کیفیت نقاط مکث است. سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که شاخصهای نحو فضا بهتنهایی اجتماعپذیری را اندازهگیری نمیکنند، بلکه ظرفیت کالبدی و بصری آن را آشکار میسازند و در ترکیب با مشاهده میدانی، چارچوب دقیقتری برای تحلیل مراکز تجاری اجتماعپذیر فراهم میکنند.