احیای قناتهای تهران در بستر بحران آب، پدیدهای چندبعدی است که از عرصهای صرفاً فنی به صحنهای از تعاملات قدرت تبدیل شده است. همچنین، درک ناکافی از ابعاد اجتماعی-شهری فرآیند احیا، منجر به ناکامی طرحهای احیا شده است. این پژوهش کیفی با هدف واکاوی و تحلیل عمیق ادراکات و تجربیات ذینفعان کلیدی از فرآیند احیای قناتهای منتخب تهران و با اتکا به چارچوب نظری «بومشناسی سیاسی شهری» انجام شد. این رویکرد، امکان بررسی تقاطع سیاست، اقتصاد و محیطزیست را در شکلگیری فضای شهری فراهم میآورد. دادهها از تحلیل محتوای 15منبع معتبر از متخصصان حوزه قنات، شهرسازی، اساتید و با استفاده از نرمافزار MAXQDA و بر اساس روش اشتراوس و کوربین انجام پذیرفت. یافتههای پژوهش منجر به استخراج سه مضمون شد: 1. شکاف حکمرانی، که حاکی از گسست بین راهبردهای نهادها با دانش محلی و عدم مشارکت واقعی در اجرای پروژههاست. 2. مقاومت مورفولوژیک، که به واکنش غیرفعال و ساختاری بافت کالبدی و اجتماعی شهر در برابر احیای نمادین قناتها، اشاره دارد. 3. کالاشدگی قنات، که اشاره به تغییر کاربری به کارکردی گردشگری و نمادین دارد. سه مضمون نشان میدهد، که فرآیند احیای قناتهای تهران، معیاری برای بازنمایی تقابلهای فضایی و پهنهای برای بروز تنش در جغرافیای قدرت، سیاستهای شهری و مناسبات اجتماعی است. بنابراین، دستیابی به نتیجه پایدار در این پروژهها نیازمند عبور از رویکردهای محدود به مرمتهای کالبدی، و حرکت به سمت رویکردی همهجانبه، و حساس به نابرابریهای قدرت است؛ رویکردی که روابط دوسویه میان اکولوژی، اجتماع و شهر را مرکز قرار دهد و بر همکاری ذینفعان تاکید کند.